امدادگر،امدادگر!( خاطرات جبهه)

کلیه خاطرات، داستان ها و وصیت نامه شهدای عزیز در این قسمت وارد شود.

مدير انجمن: atr_zohoor

امدادگر،امدادگر!( خاطرات جبهه)

پستتوسط montazer » جمعه دي ماه 14, 1386 4:43 pm

هرکس میخواست اورا پیدا کند می رفت ته خاکریز.جبهه که آمد گفتند بچه است امدادگر شود هرکس می افتاد دادمیزدند "امدادگر"امدادگر" !!

اگر خودش هم نمی توانست دیگرانی که اطرافش بودند داد می زدند "امدادگر ، امدادگر" !!

خمپاره منفجر شد ، او افتاد دیگران نمی دانستند چه کسی را صدا بزنند.

ولی خودش گفت:  یا زهرا، یا زهرا ....

برای نویسنده این مطلب montazer تشکر کننده ها:
iabch (شنبه بهمن ماه 22, 1390 6:12 pm)
رتبه: 33.33%
 
نماد کاربر
montazer
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 427
تاريخ عضويت: چهارشنبه شهريور ماه 27, 1386 1:00 am
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 37 بار
تشکر شده: 23 بار
امتياز: 16641

بازگشت به خاطرات و وصایا

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان