ساعت را نگاه كردم دير شده بود بايد مي رفتم.به هر سختي بود مجلس را ترك كردم .در خيابان بودم.نگاه به مردم مي كردم كه چقدر غرق دنيا ومادياتند .دختر و پسرها با لباسهاي زننده و عجيب و غريب مشغول رفت و آمدند. و لي عده اي درحسينيه آن چنان خالصانه دارند با امام خودشان مناجات مي كنند كه انسان ناخو دآگاه به حال آنهاحسرت مي خورد كه چه سعادت و توفيقي دارند.كاش هرگز مجلس را ترك نمي كردم...در همين حال و هوا بودم كه ناگهان صداي انفجار و.....ديگر هيچ
بله آخر عاشقان به وصال يار رسيدند...
امشب نيز در جوار قبورشان بوديم...چه صفايي ....چه آرامشي..! بعد از اقامه نماز جماعت مراسم پر فيض دعاي كميل برگزار شد.بعد از مراسم از گلزار كه خارج شدم باز عده زيادي را در خيابان در حال انجام گناه ديدم.....................
[align=center]
| برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید عضويت / ورود |
[align=center]
| برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید عضويت / ورود |
[align=center]
| برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید عضويت / ورود |
[align=center]بعد از شهدا ما چه كرديم....؟[/align]


